لغت نامه دهخدا
هفت سلطان. [ هََ س ُ ] ( اِ مرکب ) کنایت ازهفت کوکب است که سبعه سیاره باشد. ( برهان ). رجوع به هفت سیاره، هفت اختان، هفت برادران، هفت خواهران و هفت سیاره شود. || ( اِخ ) سلطان خراسان علیه السلام، سلطان ابراهیم ادهم، سلطان بایزید بسطامی، سلطان ابوسعید ابوالخیر، سلطان محمود غازی، سلطان سنجر قاضی و سلطان اسماعیل سامانی را هم گفته اند. ( برهان ).