لغت نامه دهخدا
هش کردن. [ هَُ ک َ دَ ] ( مص مرکب )به هوش آوردن. بیدار کردن. هشیار کردن:
دیو را نطق تو خامش می کند
گوش ما را گفت ِ تو هش میکند.مولوی.
هش کردن. [ هَُ ک َ دَ ] ( مص مرکب )به هوش آوردن. بیدار کردن. هشیار کردن:
دیو را نطق تو خامش می کند
گوش ما را گفت ِ تو هش میکند.مولوی.
بهوش آوردن بیدار کردن هشبار کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یک دفاع رایج در برابر این حمله، هش کردن پیام ها قبل از امضای آنها است.
💡 این دو مشکل ثبات پذیر هستند. نا امنی برای اولین بار میتواند در تطبیق دارنده کارت ترمیم پیدا کند دومی را میتوان با جایگزین کردن انحصاری یا با روش هش کردن اثبت کرد.
💡 از بیتهای حافظه پیادهسازی شود. هش کردن هر مقدار