لغت نامه دهخدا
نان پزی. [ پ َ ] ( حامص مرکب ) نانوائی. خبازی. نان پختن. || نان فروشی. ( ناظم الاطباء ).
نان پزی. [ پ َ ] ( حامص مرکب ) نانوائی. خبازی. نان پختن. || نان فروشی. ( ناظم الاطباء ).
شغل وعمل نان پز. ( اسم ) دکان نانوایی نان فروشی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز خاک من اگر گندم برآید از آن گر نان پزی مستی فزاید
💡 فرهای امروزی دارای دو نوع المنت حرارتی هستند، یکی برای نان پزی و شیرینی پزی، که از سامانه انتقال حرارت همرفت و هدایتی برخوردار است و دیگری برای کباب کردن که به سامانه انتقال حرارت تابشی و تشعشعاتی مجهز میباشد.