قطه

لغت نامه دهخدا

( قطة ) قطة. [ ق ِطْ طَ ] ( ع اِ ) گربه ماده. ( اقرب الموارد )( منتهی الارب ). || پاره ای از خربوزه و جز آن. گویی: هات ِ قِطَّةً من البیطخ. ( اقرب الموارد ).
قطه. [ ق َطْ طِ ] ( اِخ ) دهی است از بخش سوسنگرد شهرستان دشت میشان واقع در 6 هزارگزی جنوب باختری راه عمومی اهواز به سوسنگرد. موقع جغرافیایی آن دشت و هوای آن گرم سیری مالاریایی است. سکنه آن 150 تن. آب آن از رود کرخه ( نهر مالکیه ) و محصول آن غلات، برنج و شغل اهالی زراعت و گله وگاومیش داری است. راه اتومبیل رو دارد. ساکنن از طایفه بنی طرف هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

واحد قط به معنی گربه، یک گربه

جمله سازی با قطه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای کلام‌الله چو افتادی به دشت مشرکین قطه قطعه شد ز جور ناکسان اجزای تو

💡 الا تا قطه نیسان، که از صلب سحاب افتند کند در یتیمش در صدف دریای گوهرزا

💡 بدنبال بند آمدن ادرار یا بدنبال عدم تخلیه ادرار بواسط شل بودن عضلات مثانه بعلت پر بودن بیش از حد ظرفیت مثانه به صورت قطه قطره خارج می‌گردد.

💡 فیض ابر رحمتش هر گه که در دریا رسید در صدف هر قطه شکل لولو لالا گرفت

💡 نشان‌واره سازمان قطه سنگ کوچکی است که در آب افتاده‌است. این تشبیهی است بر فرایند اشتراک و تغییر در جهت پیشبرد و اینکه چگونه کوچکترین کار علمی می‌تواند به عاملی قدرتمند برای تغییرات پیوسته باشد.

رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز