قصیم

لغت نامه دهخدا

قصیم. [ ق َ ] ( ع ص، اِ ) پنبه دیرینه، یا درخت کهنه آن. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || ضعیف و سریعالانکسار و زودشکن: رجل قصیم؛ ضعیف سریعالانکسار. ( اقرب الموارد ). || ج ِ قَصیمة.( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). رجوع به قصیمة شود.
قصیم. [ ق َ ] ( اِخ ) موضعی است میان یمامه و بصره. ( منتهی الارب ).
قصیم. [ ق َ ] ( اِخ ) موضعی است بر کنار راه کسی که به بطن فلج رود. ( منتهی الارب ) ( معجم البلدان ).

فرهنگ فارسی

موضعی است بر کنار راه کسی که ببطن فلج رود.

جمله سازی با قصیم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جنگ آل سعود و آل راشد در سالهای ۱۹۰۳–۱۹۰۷ که نبردهای قاسم نیز نامیده می‌شود، نیروهای وفادار به آل سعود، حاکمان امارت جدید نجد، را در مقابل امیرنشین جبل شمر قرار داد که توسط خانواده آل راشد اداره می‌شد. نبردهای متناوب آن با پیروزی قاطع سعودی‌ها در نبرد روضات محنه و تصرف استان قصیم در ۱۳ آوریل ۱۹۰۶ منجر شد.

💡 البدائع (به عربی: محافظة البدائع) یک منطقهٔ مسکونی در عربستان سعودی است که در استان قصیم واقع شده‌است.

💡 بُرَیدَه (به عربی: مدینة بریدة)، شهری است در استان قصیم عربستان سعودی. اقتصاد این شهر اکثرا بر کشاورزی و صادرات غلات متمرکز است. جمعیت این شهر ۷۴۵,۳۵۳ تا سال ۲۰۲۱ تخمین زده شده است.