لغت نامه دهخدا
نیکی سگال. [ س ِ ] ( نف مرکب ) خوش نیت. خیراندیش. خیرخواه. نیکوسگال. مقابل بدسگال:
خردیافته مرد نیکی سگال
همی دوستی را بجوید همال.فردوسی.درآمد بر شاه نیکی سگال
بنالید مانند کوس از دوال.نظامی.
نیکی سگال. [ س ِ ] ( نف مرکب ) خوش نیت. خیراندیش. خیرخواه. نیکوسگال. مقابل بدسگال:
خردیافته مرد نیکی سگال
همی دوستی را بجوید همال.فردوسی.درآمد بر شاه نیکی سگال
بنالید مانند کوس از دوال.نظامی.
خوش نیت. خیر اندیش. خیر خواه. نیکو سگال. مقابل بد سگال.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفت تاکاتب نویسد نامهٔ نیکی سگال سوی ارکان بلاد و سوی اعیان جبال