ارجعی

لغت نامه دهخدا

ارجعی. [ اِ ج ِ ] ( ع فعل امر ) صیغه واحد مؤنث امر حاضر است بمعنی بازگشت کن تو ای زن و این خطابیست به روح مؤمن بوقت مرگ. ( غیاث اللغات ).
- ندای ارجعی؛ ندائی که گاه مردن بنده مؤمن شنود، مقتبس از آیه ٔ: یا ایتها النفس المطمئنة ارجعی الی ربک راضیة مرضیة. ( قرآن 27/89 و 28 ).

فرهنگ فارسی

( جمله فعلی ) مفرد امر حاضر از (( رجوع ) ) بازگرد ( مونث ) فجر: (( ارجعی الی ربک راضیه مرضیه ) ) (( بی حس و بی گوش وبی فکرت شوید تاخطاب ارجعی را بشنوید. ) ) ( مثنوی )
بازگشت کن تو ای زن

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
رجع (۱۰۴ بار)

جمله سازی با ارجعی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از شه چو صفیر ارجعی باز شنود پروازکنان به دست شه بازآید

💡 چرا ز صید نپرد به سوی سلطان باز چو بشنود خبر ارجعی ز طبل و دوال

💡 ندای ارجعی پیچیده در طاس فلک صائب ترا گوش گران دارد ازین صوت و صد غافل

💡 چون خطاب « ارجعی » را نفس پاکش کرد گوش خفت درآغوش جانان بی لباس عقل و هوش

💡 زآوای کوس ایتهالنفس ارجعی افتاد شور و ولوله در عترت خلیل

خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز