نیکو نامی

لغت نامه دهخدا

نیکونامی. ( حامص مرکب ) نیک نامی. خوش نامی. شهرت خوب: از شجره شادمانی جز ثمره نیکونامی نچیند. ( التوسل از فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

نیک نامی: (( از شجر. شادمانی جز ثمر. نیکو نامی بچیند. ) )

جمله سازی با نیکو نامی

💡 مرا فرهنگ و نیکو نامی آموز مرا پاینده باش از بد شب و روز

💡 الَّذِی یُؤْتِی مالَهُ آن که مال خویش می‌دهد یَتَزَکَّی (۱۸) بآن پاکی و هنری و نیکو نامی میجوید

💡 در شهر مرامیان چشم می‌خوانند نیکو نامی ز عشق حاصل کردیم

سرزمین یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز