نیم هلال

مترادف‌ها

هلال

لغت نامه دهخدا

نیم هلال. [ هَِ ] ( اِ مرکب ) نیمه دینار. نیم دینار. کنایه از لب محبوب. ( از آنندراج ):
بینی هلال عید به هنگام شام من
دیدم به صبح نیم هلال سخنورش.خاقانی.آورد هزار عید پیدا
تا نیم هلال کرده گویا.خاقانی.

فرهنگ فارسی

(اسم ) ۱ - نصف یک هلال. ۲ - لب معشوق.

جمله سازی با نیم هلال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هر آفتاب زردم عیدی بود تمام چون بینمش که نیم هلال است قند او

💡 بینی هلال عید به هنگام شام و من دیدم به صبح نیم هلال سخنورش

💡 چشمهٔ خورشید که محتاج اوست نیم هلال از شب معراج اوست

💡 در شب‌های صاف آسمان، مشاهده نیم هلال ماه یکی از زیباترین مناظر طبیعی است که همواره توجه عابرانی را در دل تاریکی شب و سکوت مطلق جلب می‌کند.

💡 نماد نیم هلال در بسیاری از فرهنگ‌ها و تمدن‌های قدیمی به عنوان نشانه‌ای از تغییر، رشد و چرخه حیات در طبیعت مورد استفاده قرار گرفته است.

💡 وقتی ماه در وضعیت نیم هلال قرار دارد، میزان نور دریا در شب کمتر است و این موضوع برای ماهیگیران و دریانوردان اهمیت بسیار زیادی دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران