نیزه سوار

لغت نامه دهخدا

نیزه سوار. [ ن َ / ن ِ زَ / زِ س َ ] ( ص مرکب ) این ترکیب در شاهنامه به کار رفته است و با ملاحظه ابیات قبل ظاهراً معنی سوار نیزه دار می دهد. نیزرجوع به معنی اخیر واژه نیزه گذار شود:
از آن پس به منذر چنین گفت شاه
که اسبان این نیزه داران بخواه...
به نعمان بفرمود منذر که رو
فسیله گزین از گله دار نو
همه دشت نیزه سواران بگرد
نگر تا که دارند اسب نبرد.فردوسی.

فرهنگ فارسی

این ترکیب در شاهنامه بکار رفته است و با ملاحظه ابیات قبل ظاهرا معنی سوار نیزه دار میدهد.

جمله سازی با نیزه سوار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به کردار آتش ز نیزه سوار همی گشت بر مرکز کارزار

جوهره یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز