نگین خانه
لغت نامه دهخدا
نگین خانه. [ن ِ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) نگین دان. ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). آن جزء انگشتری که در روی آن نگین و سنگهای قیمتی را نصب میکنند. ( ناظم الاطباء ):
حسن در خانه زین جلوه دیگر دارد
در نگین خانه نگین جلوه دیگر دارد.صائب ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
نگین دان ٠ آن جزئ انگشتری که در روی آن نگین و سنگهای قیمتی را نصب می کنند ٠
جمله سازی با نگین خانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خیال لعل تو هم می رود ز دل بیرون اگر رود ز نگین خانه آرزوی نگین
💡 سواره در نظر ما خوش آب و رنگ تری که از تو رشک نگین خانه است خانهٔ زین
💡 از یاد وطن در سفر آنکس که نیاسود باشد چو نگین خانه نشین گرچه سوار است
💡 شود فزون ز نگین خانه آب و رنگ گهر که در پیاله نماید شراب روشنتر
💡 تا گوهر ذات تو نهان زیر زمین شد گردون چو نگین خانه افتاده نگین شد
💡 در نگین خانه نگین جلوه دیگر دارد بر سر دار فنا مسند منصور خوش است