لغت نامه دهخدا
نگونسارسر. [ ن ِس َ ] ( ص مرکب ) سرنگون. به سر درافتاده:
ز اسپ اندرآمد نگونسارسر
شد آن شیردل پیر سالارفر.فردوسی.
نگونسارسر. [ ن ِس َ ] ( ص مرکب ) سرنگون. به سر درافتاده:
ز اسپ اندرآمد نگونسارسر
شد آن شیردل پیر سالارفر.فردوسی.
سرنگون به سر در افتاده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز اسپ اندر آمد نگونسار سر شد آن شیردل پیر سالار سر