نگشودن

لغت نامه دهخدا

نگشودن. [ ن َ گ ُ دَ / ن َ دَ ] ( مص منفی ) مقابل گشودن:
که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را.حافظ.

جمله سازی با نگشودن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خیز و در دامن باد سحر آویز به عذر گر شبت تیره به داغ مژه نگشودن رفت

💡 نهان چگونه کنم فیض کنج عزلت را؟ که فتح باب ز نگشودن درم پیداست

💡 به حرف لب نگشودن رسایی سخن است خموشی آلت زور آزمایی سخن است