نوکیسگی

مترادف‌ها

تازه‌به‌دوران‌رسیدگی

متضادها

فقر، تنگدستی

لغت نامه دهخدا

نوکیسگی. [ ن َ / نُو س َ / س ِ ] ( حامص مرکب ) صفت نوکیسه. ( یادداشت مؤلف ). نودولتی. تازه بدوران رسیدگی. ندیدبدیدی. نوکیسه بودن. رجوع به نوکیسه شود.

جمله سازی با نوکیسگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 به‌طور کلی نوکیسگی پیامد نابسامانی اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است. شاید بتوان گفت مهم‌ترین عامل در بروز نوکیسگی، اختلال منزلتی یا سرمایه‌ای است. بر خلاف بعضی تعاریف جامعه‌شناسی، که طبقات بر اساس ثروت و دارایی به بالا، پایین و متوسط دسته‌بندی می‌کنند، در نظریات جدید جامعه‌شناسی مانند نظریه بوردیو علاوه بر سرمایه مالی (ثروت و دارایی)، سرمایه فرهنگی (تحصیلات و امتیازات علمی)، سرمایه اجتماعی (روابط) و سرمایه نمادین (آبرو و حیثیت) نیز مبنای تعریف از طبقه قرار می‌گیرد. بر این اساس اختلال منزلتی به این معناست که یک گروه فقیر در جامعه تحت شرایط خاص، به سرمایه مالی بالایی دست می‌یابد در حالی که سرمایه فرهنگی یا اجتماعی ندارد.

💡 بسیاری از جامعه‌شناسان معتقدند که نوکیسگی معمولاً با نمایش بی‌اندازه ثروت و تلاش برای جلب توجه دیگران از طریق خرید کالاهای لوکس و گران‌قیمت همراه است.

💡 برخلاف طبقه اصیل که به دنبال حفظ ارزش‌های سنتی هستند، نوکیسگی اغلب با تغییرات سریع سبک زندگی و دنبال کردن مد‌های گذرا در سطح جهان شناخته می‌شود.

💡 در برخی جوامع، رفتارهای ناشی از نوکیسگی می‌تواند باعث ایجاد شکاف‌های اجتماعی و سوءتفاهم‌های فرهنگی بین طبقات مختلف جامعه و افراد متمایز شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران