نو سخنی

لغت نامه دهخدا

نوسخنی. [ ن َ / نُو س ُ خ َ / خ ُ ] ( حامص مرکب ) نوسخن بودن. نادره گوئی. تازه گوئی. نوآوری. ابتکار و ابداع در سخنوری:
با همه نادری و نوسخنی
برنتابیم روی از آن کهنی.نظامی.

فرهنگ فارسی

نو سخن بودن. نادره گوئی. تازه گوئی. نو آوری.

جمله سازی با نو سخنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با همه نادر‌ی و نو سخنی برنتابیم روی از آن کهنی

سهید یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز