نو دیده

لغت نامه دهخدا

نودیده. [ ن َ / نُو دی دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) تازه به دوران رسیده. ( یادداشت مؤلف ). ندیدبدید: عجاج؛ مردم نودیده و فرومایه.رعاع؛ مردم نودیده فرومایه ناکس. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

تازه به دوران رسیده ٠ ندید بدید: عجاج مردم نو دیده فرومایه ٠ رعاع مردم نو دیده فرومایه ناکس ٠

جمله سازی با نو دیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پیش رخ نو دیده پری را نکو ندید شد ناظر فرشته و این خلق و خو ندید

💡 تا شمارهٔ پنجم دورهٔ سوم اندیشه و هنر مطالب چشمگیری پیرامون شعر نو دیده نمی‌شود. در شمارهٔ پنجم، سرمقاله‌ای احساساتی-امریه‌ای، همچون مقالات کبوتر صلح، تحت عنوان «انحطاط هنری» علیه رمانتیک‌ها و سمبولیست‌ها (دو سبک مسلط دههٔ سی) چاپ می‌شود که بعداً علی‌اصغر حاج‌سیدجوادی و دیگرانی آن را پی می‌گیرند.

💡 ایمغربی نو دیده بدست آر زانکه دوست چون آفتاب در رخ هر ذره ظاهر است

💡 ای شب امید مرا ماه نو دیده بختم به خیالت گرو

کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز