لغت نامه دهخدا
نو برگ. [ ن َ / نُو ب َ ] ( اِ مرکب ) برگ که درخت امسال به بهاران آورده است. ( یادداشت مؤلف ). برگ نو. || نوبرگ ( ص مرکب ) نهال که تازه برگ آورده است. درخت نونشانده که تازه برگ کرده است.
نو برگ. [ ن َ / نُو ب َ ] ( اِ مرکب ) برگ که درخت امسال به بهاران آورده است. ( یادداشت مؤلف ). برگ نو. || نوبرگ ( ص مرکب ) نهال که تازه برگ آورده است. درخت نونشانده که تازه برگ کرده است.
برگ که درخت امسال به بهاران آورده است ٠ برگ نو ٠ یا نهال که تازه برگ آورده است ٠ درخت نو نشانده که تازه برگ کرده است ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شفق دود چراغ ارغوانش مه نو برگ بید ناتوانش