لغت نامه دهخدا
نه گوش. [ن ُه ْ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) شکلی که نه زاویه دارد.
نه گوش. [ن ُه ْ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) شکلی که نه زاویه دارد.
شکلی که نه زاویه دارد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من اینک چنین ام ز پیشت بپای نه هوش و نه گوش و نه بینی بجای
💡 نه چشم است آنکه بر صحرا جنان باغ کم بیند نه گوش است آنکه در بستان سماع مرغ ننیوشد
💡 نه چشم است آن که چشمانش ندیده ست نه گوش است آن که صوتش ناشنیده ست
💡 تو این ساعت که عقل و هوش داری نه بنیوشی سخن، نه گوش داری
💡 مرا که با تو سخن گویم و سخن شنوم نه گوش فهم بماند نه هوش استفهام
💡 پس آنگه نه سر ماند او را نه گوش رساند به گردون گردان خروش