ننمودن
مترادفها
پنهان ماندن، آشکار نشدن
متضادها
نمودن، ظاهر شدن، پدیدار شدن
لغت نامه دهخدا
ننمودن. [ ن َ ن ِ دَ / ن َدَ ] ( مص منفی ) مقابل ِ نمودن. رجوع به نمودن شود.
فرهنگ فارسی
مقابل نمودن
جمله سازی با ننمودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 باولی اقرار ننمودن که چه بر طریق کافران بودن که چه
💡 چو پیمانه تن مردم همیشه عمر پیماید بباید زیر ننمودن همان یک روز پیمانه