لغت نامه دهخدا
نغمه سنج. [ ن َ م َ / م ِ س َ ]( نف مرکب ) نغمه سرا: نخلبندان حدایق اخبارو نغمه سنجان بساتین اسحار. ( حبیب السیر ج 3 ص 2 ).
نغمه سنج. [ ن َ م َ / م ِ س َ ]( نف مرکب ) نغمه سرا: نخلبندان حدایق اخبارو نغمه سنجان بساتین اسحار. ( حبیب السیر ج 3 ص 2 ).
نغمه سرا: نخلبندان حدایق اخبار و نغمه سنجان بساتین اسحار ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وقتی که نغمه سنج شدم من درین چمن باد صبا نبود به گل آشنا هنوز
💡 بلبل کلک حزین کز سخن آهنگان است نغمه سنج سمن صبح بناگوشش باد
💡 گلها ز بس که همدم زاغ و زغن شدند مرغان نغمه سنج جلای وطن شدند
💡 تازه شد آوازهٔ خوبی، گلستان ترا نغمه سنج نو، مبارک باد، بستان ترا
💡 ما نغمه سنج آن گل رخساره ایم اسیر بلبل تو هم بگو که غزلخوان کیستی
💡 آن نغمه سنج بلبل باغم که در خزان مرغان رفته را به نشیمن درآورم