نظم و نسق

لغت نامه دهخدا

نظم و نسق. [ ن َ م ُ ن َ س َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) نظم و ترتیب. آراستگی و استواری و انتظام.
- بی نظم و نسق؛ آشفته و نابسامان. نامنظم و بی ترتیب:
ناف هفته بد و از ماه رجب کاف و الف
که برون رفت از این خانه بی نظم و نسق.حافظ ( دیوان چ قزوینی - غنی ص 369 ).

فرهنگ فارسی

نظم و ترتیب ٠ آراستگی و استواری و انتظام ٠

جمله سازی با نظم و نسق

💡 ای ز لفظ تو سخن یافته آن نظم و نسق که بود نزد خرد در بر او مختصری

💡 آخرین جداره نما و قسمتی از بام را به شکل گرده ماهی (به صورت منحنی) شکل می‌دهند تا علاوه بر کاهش فرسایش رخبام، به خروج آب نظم و نسق دهند. کاه گل بکار رفته در گرده ماهی عموماً نسبت به باقی کاه گل‌های بکار رفته در بنا پُرکاه تر است.

💡 گو فضل و عدالت به سزا نظم و نسق ساز دریافته حسان زمان شاه زمان را

💡 رودخانه آب شیرین و دایمی حوزه داخلی ایران، از قدیم‌الایام به ضرورت بهره‌برداری و بهره‌وری درست در منطقه خشک با اقلیم ناپایدار اصفهان و حومه، دارای نظم و نسق (تقسیم نامه) ویژه‌ای بوده‌است. آخرین تقسیم نامه آن در عرف جامعه محلی به نام طومار شیخ بهایی موسوم شده‌است.

💡 وی در جوانی با کمک عبدالمؤمن علی، مدتی به ستاره‌شناسی پرداخت و بنا به گفته خود، قصد داشته تا دانش ستاره‌شناسی را که بر هیئت بطلمیوسی و ریاضیات مربوط به آن تکیه داشته را متحول سازد و بر اساس «اصول طبیعی» که در میان قدمای یونان مرسوم بود، آن را نظم و نسق دهد.

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز