لغت نامه دهخدا
نصرت یاب. [ ن ُ رَت ْ ] ( نف مرکب ) که پیروزی یابد. که فتح و ظفر نصیبش شود. پیروزمند:
علی دلی که به ملک یزیدیان قلمش
همان کند که به دین ذوالفقار نصرت یاب.خاقانی.
نصرت یاب. [ ن ُ رَت ْ ] ( نف مرکب ) که پیروزی یابد. که فتح و ظفر نصیبش شود. پیروزمند:
علی دلی که به ملک یزیدیان قلمش
همان کند که به دین ذوالفقار نصرت یاب.خاقانی.
که پیروزی یابد. که فتح و ظفر نصیبش شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر همه جنس دست نصرت یاب بر همه نوع کام نهمت ران
💡 شب گذشته مرا دست عشق نصرت یاب ز روی شاهد مقصود برفکند نقاب
💡 سخن ورایش دشمن فکن و نصرت یاب قلم و تیغش کشور شکن و فتح شکار