نشتر زده
مترادفها
شکافته، بریده، جراحی شده
لغت نامه دهخدا
نشترزده. [ ن ِ ت َ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) فصدشده. ( ناظم الاطباء ). رجوع به نشتر زدن شود.
فرهنگ فارسی
فصد شده.
جمله سازی با نشتر زده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 غافل از طعن کس آگاه نشد بر رگ مرده که نشتر زده است
💡 بر گذشت از من و سر چون به سوی من نگریست خونم از دل بچکانید، که نشتر زده بود