میراث گیر

لغت نامه دهخدا

میراث گیر. ( نف مرکب ) میراث گیرنده. میراث ستان. ارث بر. وارث:
میراث گیر کم خرد آید به جستجوی
بس گفتگوی بر سر باغ و دکان شود.سعدی.

فرهنگ فارسی

میراث گیرنده میراث ستان ارث بر وارث

جمله سازی با میراث گیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اخترم میراث گیر نه فلک خواند ولیک طفل را هم گر بهفت اختر فرود آید سرم

چسی یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز