میراث خور

لغت نامه دهخدا

میراث خور. [ خوَرْ / خُرْ ] ( نف مرکب ) میراث خورنده. وارث. ( ناظم الاطباء ):
قارون کند اندر دو نفس تیغ جهادت
یک طائفه میراث خور و مرثیه خوان را.انوری.- امثال:
چشته خور بدتر از میراث خور است. ( امثال و حکم دهخدا ). و رجوع به میراث خوار شود.
- میراث خور شدن؛ مالک میراث شدن.( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) میراث خوار.

جمله سازی با میراث خور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قارون کند اندر دو نفس تیغ جهادت یک طایفه میراث خور و مرثیه‌خوان را

کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز