میان جا

لغت نامه دهخدا

میان جا. ( اِ مرکب ) مرکز. وسط. || کنایه است از مرکز زمین، و قدما معتقد بودند کعبه مرکز زمین است:
کعبه همچون شاه زنبوران میانجا معتکف
عالمی گردش چو زنبوران غریوان آمده.خاقانی.

فرهنگ فارسی

مرکز وسط یا کنایه است از مرکز زمین

جمله سازی با میان جا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون شدم از خویش ره در بزم یارم داده اند رفته ام تا از میان جا در کنارم داده اند

آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز