مو سپید

لغت نامه دهخدا

موسپید. [ س َ / س ِ ] ( ص مرکب ) موی سپید. سپیدموی. سفیدمو. آنکه موی سر سپید دارد. کافورموی. آنکه موی گیسوان سپید دارد. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

موی سپید.

جمله سازی با مو سپید

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شیخ کی بُد پیر یعنی مو سپید معنی این مو بدان ای کژ امید

💡 چون مو سپید شد سر دعوا به خاک دزد این برف پنبه‌ای‌ست اشارتگر لحاف

💡 چون مو سپید گشت، بدندان مبند دل سر زد چو صبح، وقت غروب ستاره است

تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز