مهلکات
مترادفها
هلاکتها، خطرات، بلایا
لغت نامه دهخدا
مهلکات. [ م ُ ل ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مهلک. || ج ِ مهلکة. مقابل منجیات. طوائح. ( منتهی الارب ):
چون نوح پیر عشق وز طوفان مهلکات
ایمن به کوه کشتی و خرم ز سام و حام.خاقانی.
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع مهلکه.
جمله سازی با مهلکات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به مهلکات در افتاده جهد باید کرد به کوششی که برآید ز دست و پایِ غریق
💡 سوم آن که خویش را از اخلاق ناپسندیده پاک داری و این رکن مهلکات است.
💡 در متون اخلاقی و دینی، معمولاً به مهلکات روح و رفتارهای مخربی که باعث سقوط انسان در مسیر زندگی میشوند، توجه ویژهای صورت میگیرد.
💡 نویسنده در کتاب جدید خود با بررسی دقیق روانشناسی، به بررسی مهلکات اجتماعی و عواملی که منجر به فروپاشی ساختار خانواده در عصر حاضر میشود، میپردازد.
💡 بسیاری از فیلسوفان معتقدند که غرق شدن در لذتهای گذرا، از جمله بزرگترین مهلکات است که میتواند انسان را از رسیدن به حقیقت دور کند.