معصف
لغت نامه دهخدا
معصف. [ م ُ ص ِ ] ( ع ص ) باد تند. ( منتهی الارب ). باد تند. معصفة. ج، معاصف، معاصیف. ( از اقرب الموارد ): ریح معصف؛ باد تند و کذلک ریح معصفة. ( ناظم الاطباء ). || مکان معصف؛ جای بسیار کشت و کاه ناک. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). جای بسیار کشت وجای پر از کاه. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
جمله سازی با معصف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رنگ رز رنگ سیه را معصف هرگز نکرد کرد منقار سیه را معصفر لکلک بچه