مهله
لغت نامه دهخدا
مهله. [ م ُ ل َ ] ( ع اِ ) مهلت. مهلة. رجوع به مهلة و مهلت شود.
فرهنگ فارسی
مهلت مهله
جمله سازی با مهله
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ندارد مهله چندان از شب غم که گرید بر وداع روز شادی
💡 سائلان را گه لم قال بتوحید سئوال مهله ندهد بصر میم رسانید کلام
💡 غمت مهله که مو تنها نشینم مریزا بارک الله مرحبا غم