مهرکن
لغت نامه دهخدا
مهرکن. [ م ُ ک َ ] ( نف مرکب ) مهرکننده. کسی که بر مهر و نگین نقش یا نام حک کند. حکاک.
جمله سازی با مهرکن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خمش کن گفتگو بگذار ای میباش دهانرا مهرکن بی چانه میباش
💡 ز چشم بینگه اجزای هستی مهرکن بیدل ندارد انتخاب ما بغیر از صاد قربانی
💡 آن نگار مهرکن دارد سری با اهل درد خط برآورد و دهان عاشقان را مهر کرد