لغت نامه دهخدا
مهدی خانی. [ م َ / م ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به مهدی خان نامی. نوعی برنج که در رودبار قزوین کاشته می شد. اکوله. || قسمی انگور سفید زودرس. ( یادداشت مؤلف ).
مهدی خانی. [ م َ / م ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به مهدی خان نامی. نوعی برنج که در رودبار قزوین کاشته می شد. اکوله. || قسمی انگور سفید زودرس. ( یادداشت مؤلف ).
( صفت منسوب به مهدی خان نامی اسم ) نوعی برنج که در رود بار قزوین کاشته میشد اکوله.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ساروخان، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان جوانرود در استان کرمانشاه ایران است؛ که روستا به نام شخصی به اسم ساروخان میباشد و بعدها جزومالکیت عبدالرحمان بیگ وکیل جوانرود، فرزندعبدالکریم بیگ قرارداشته است.از نسل شخصیت ساروخان ولی، حسن، محمد ناصر، محمد طاهر، محمد سبحان و آرسن مهدی خانی در کرمانشاه ساکن میباشند
💡 این روستا یک خان بیشتر ندارد آن هم مهدی خانی است