منتفک
مترادفها
جدا، منفصل، گسسته
متضادها
متصل، پیوسته، متحد
لغت نامه دهخدا
منتفک. [ م ُ ت َ ف ِ ] ( اِخ ) رجوع به مدخل قبل شود.
جمله سازی با منتفک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این استان پیش از این منتفک نام داشت و در زمان جمهوری عراق نام آن به استان ناصریه تغییر یافت.