لغت نامه دهخدا
منادل. [ م َ دِ ] ( ع اِ ) ج ِ مَندَل. ( اقرب الموارد ).رجوع به مندل شود. || ج ِ مِندَل. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) ( المنجد ). رجوع به مندل شود.
منادل. [ م َ دِ ] ( ع اِ ) ج ِ مَندَل. ( اقرب الموارد ).رجوع به مندل شود. || ج ِ مِندَل. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) ( المنجد ). رجوع به مندل شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دلبند منادل زبر من چه ربائی جاان منا جان ز تن من چه ستانی