ملک خواه
مترادفها
پادشاهخواه، خواهان سلطنت
لغت نامه دهخدا
ملک خواه. [ م ُ خوا / خا ] ( نف مرکب )ملک خواهنده. خواهنده ملک. طالب مملکت و پادشاهی. خواهان و دوستدار و نگهبان و نگهدار ملک:
جان من بخشیده شاهی است کاندر امر او
چند شاه تاج بخش است و امیر ملک خواه.عثمان مختاری ( دیوان چ همایی ص 501 ).
فرهنگ فارسی
ملک خواهنده. خواهنده ملک خواهان و دوستدار و نگهبان و نگهدار ملک.
جمله سازی با ملک خواه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وز ملک خواه عمر سعد الملک صد و ده عید و مثله ایضا له