مقلدوار
مترادفها
تقلیدی، پیرووار
متضادها
مستقل، نوآور
لغت نامه دهخدا
مقلدوار. [ م ُ ق َل ْ ل ِ ] ( ص مرکب،ق مرکب ) مانند مقلد و بطور تقلید. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با مقلدوار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گرچه با روباه خر اسرار گفت سرسری گفت و مقلدوار گفت