ناممثل تصویر معنی ناممثل مترادفها متفاوت، غیرمشابه متضادها مثل، مشابه لغت نامه دهخدا ناممثل. [ م ُ م َث ْ ث َ ] ( ص مرکب ) نامجسّم. نامصور. کلمات مرتبط نامجری نامحضور گزارش محتوای نامناسب