مقلد پیشه
مترادفها
تقلیدکننده، پیرو
متضادها
نوآور، خلاق، مستقل
لغت نامه دهخدا
مقلدپیشه. [ م ُ ق َل ْ ل ِ ش َ / ش ِ ] ( ص مرکب ) نقال و رقاص و خنیاگر. ( غیاث ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه پیشه اش مقلدی است
نقال و رقاص و خنیاگر
جمله سازی با مقلد پیشه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مقلد پیشه گشته ابر آذار کند تقلید دشت شاه دز بار