مفصد

لغت نامه دهخدا

مفصد. [ م ِ ص َ ] ( ع اِ ) نیشتر. ج، مفاصد. ( مهذب الاسماء ). نشتر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). نشتر که بدان فصد کنند. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). آنچه بدان رگ زنند تیغ ( برای گشادن رگ ). مِبضَع. نیش. نیشتر. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

نیشتر نشتر که بدان فصد کنند

جمله سازی با مفصد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به وادیی ‌که طلب نارسای مفصد اوست بهوش باش ‌که منزل‌ رسیدن لنگند

حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز