لغت نامه دهخدا
( مفاصلة ) مفاصلة. [ م ُ ص َ ل َ ] ( ع مص ) از یکدیگر جدا شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از اقرب الموارد ). از همدیگر جدایی کردن و مباینت نمودن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). فصال. ( از ناظم الاطباء ). و رجوع به فصال شود.
( مفاصلة ) مفاصلة. [ م ُ ص َ ل َ ] ( ع مص ) از یکدیگر جدا شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از اقرب الموارد ). از همدیگر جدایی کردن و مباینت نمودن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). فصال. ( از ناظم الاطباء ). و رجوع به فصال شود.
از یکدیگر جدا شدن از همدیگر جدایی کردن و مباینت نمودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فکانه وسط المجامع راقصا خلقت مفاصله بغیر عظام