لغت نامه دهخدا
معیرالممالک. [ م ُ ع َی ْ ی ِ رُل ْ م َل ِ ] ( ع ص مرکب، اِ مرکب ) مسؤول ضرابخانه شاهی و سکه زدن پولهای گوناگون در سراسر کشور در زمان صفویه که تمام سکه های طلا و نقره با اطلاع و اجازه او ضرب می شد و عیار آنها را او معین می کرد. ( زندگانی شاه عباس اول تألیف نصراﷲ فلسفی ج 3 ص 260 ). مسؤول و متصدی ضرابخانه ( در زمان صفویه و قاجاریه ). مسؤولیت ضرابخانه شاهی و سکه زدن پولهای گوناگون در سراسر کشور با معیرالممالک بود. همه سکه های طلا و نقره با اطلاع و اجازه او ضرب می شد و عیار آنها را او معین می کرد.عزل و نصب ضراب باشی و حکاکان و صرافان و قرص کوبان وآهنگران و چرخ کشان و سفیدگران و دیگر عمال ضرابخانه نیز از اختیارات معیرالممالک بود. || خزانه دار کشور. ( در زمان قاجاریه ): جناب علاءالدوله وزیرمالیه... و معیرالممالک رئیس خزانه و آقامحمد حسن معیر. ( مرآة البلدان ). و رجوع به سه ماده بعد شود.
معیرالممالک. [ م ُ ع َی ْ ی ِ رُل ْ م َ ل ِ ] ( اِخ ) حسینعلی یا حسنعلی بیک بسطامی از وزرای نادرشاه بود و پس از کشته شدن نادرشاه در دربار عادل شاه تمام امور مهم با رأی او حل و فصل می شد. وی پدر دوستعلیخان اول معیرالممالک بود. ( از تاریخ رجال ایران تألیف مهدی بامداد ص 433 ). و رجوع به همین مأخذ و ماده بعد شود.
معیرالممالک. [ م ُ ع َی ْ ی ِ رُل ْ م َ ل ِ ] ( اِخ ) (... ثانی ) دوستعلیخان اول پسر حسینعلی بیک بسطامی معیرالممالک اول - از رجال مشهور دوره نادرشاه - بود. وی درسال 1237 هَ. ق. با سمت خزانه داری در اردوکشی فتحعلیشاه به طرف عراق همراه اردو بود اما در همین لشکرکشی بر اثر ابتلا به بیماری وبا درگذشت و لقب و شغل وی به پسرش حسینعلیخان داده شد و این شخص بعدها در سال 1249 هَ. ق. داماد فتحعلیشاه قاجار گردید. ( از تاریخ رجال ایران تألیف مهدی بامداد ج 1 ص 500، 501 ).
معیرالممالک. [ م ُ ع َی ْ ی ِ رُل ْ م َ ل ِ ] ( اِخ ) دوستعلی خان نظام الدوله ( 1236-1290 هَ. ق. ). پسر حسینعلی خان معیرالممالک داماد فتحعلیشاه بود اما دوستعلی خان از دختر فتحعلیشاه نیست و از زن دیگر اوست. در اواخر سلطنت محمدشاه قاجار حاکم یزد بود. در سال 1264 ناصرالدین شاه وی را از حکومت آنجا معزول کرد اما به سال 1274 هَ. ق. سمت خزانه داری و منصب معیرالممالکی یافت و در سال 1283 علاوه بر سمتهای خزانه داری و تصدی ضرابخانه و چندین سمت دیگر، حکومت گیلان و یزد را ناصرالدین شاه به وی واگذار کرد. در سال 1288 به عضویت دارالشورایی که ناصرالدین شاه تشکیل داد نایل گردید. وی در اوایل سال 1290هَ. ق. به بیماری محرقه ( وبا، تیفوس ) در تهران درگذشت. ( از تاریخ رجال ایران تألیف مهدی بامداد ج 1 صص 495-500 ). و رجوع به همین مأخذ و ماده قبل شود.