لغت نامه دهخدا
معده انبار. [ م ِ / م َ دَ / دِ اَم ْ ] ( ص مرکب ) کنایه از مردم بسیارخوار و شکم پرست. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ):
یکی زان میان معده انبار بود
ز پرخواری خویش پرخوار بود.سعدی ( از بهار عجم ) ( از آنندراج ).
معده انبار. [ م ِ / م َ دَ / دِ اَم ْ ] ( ص مرکب ) کنایه از مردم بسیارخوار و شکم پرست. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ):
یکی زان میان معده انبار بود
ز پرخواری خویش پرخوار بود.سعدی ( از بهار عجم ) ( از آنندراج ).
بسیار خوار پرخور شکم پرست.
کنایه از مردم بسیار خوار و شکم پرست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی در میان معده انبار بود ز پر خواری خویش بس خوار بود