معاینه کردن

لغت نامه دهخدا

معاینه کردن. [ م ُ ی َ ن َ / ی ِ ن ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) به چشم دیدن. با دقت به بررسی چیزی پرداختن. || بررسی و دقت کردن طبیب در وضع بیمار برای تشخیص بیماری او. و رجوع به معاینه شود.

فرهنگ فارسی

به چشم دیدن با دقت به بررسی چیزی پرداختن. یا بررسی و دقت کردن طبیب در وضع بیمار برای تشخیص بیماری او.

جمله سازی با معاینه کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز حال مردم چشمم توان معاینه کردن که در محیط غمت خانهٔ حباب سیاه است

چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز