مشک پاش

لغت نامه دهخدا

مشک پاش. [ م ُ / م ِ ] ( نف مرکب ) مشک پاشنده. مشک ریز. مشک افشان. خوشبوی کننده:
چرخ سدابی از لبش دوش فقع گشاد و گفت
اینْت نسیم مشک پاش اینْت فقاع شکّری.خاقانی.اکنون که دیدی آن سر زنجیر مشک پاش
زنجیر می گسل که خرد حلقه بر در است.خاقانی.|| از اسمای معشوق. ( بهار عجم ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

مشک پاشنده مشک ریز

جمله سازی با مشک پاش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اکنون که دیدی آن سر زنجیر مشک پاش زنجیر می‌گسل که خرد حلقه بر در است

💡 زلف معشوق مشک پاش منست غمزه دوست دور باش منست

خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز