مشب

لغت نامه دهخدا

مشب. [ م ُ ش ِب ب / م ُ ش َب ب / م ِ ش َب ب ] ( ع ص ) کهن سال از گاو و گوسفند. ( از محیط المحیط ). گاو کهن سال و پیر گاو دشتی و گوسفند. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ).
مشب. [ م ُ ش ِب ب ] ( ع اِ ) شیر بیشه. ( ناظم الاطباء ). اسد. ( از اقرب الموارد ) ( محیط المحیط ) ( تاج العروس ).

فرهنگ فارسی

کهن سال از گاو و گوسفند

جمله سازی با مشب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در روستای ایلود تمام منتوجات نخیل ساخته می‌شود از مشب رنگی و باد بزن و حصیر وپدی خرما تمام این‌ها از پش نخل می‌سازند.

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز