مشابهات

لغت نامه دهخدا

مشابهات. [ م ُب َ / ب ِ ] ( ع اِ ) مانندگیها و چیزهای شبیه به هم و... ( ناظم الاطباء ). ج ِ مشابهة ( مشابهت )، به معنی مانندگی: و دلیل را قسمت کنند بعلامات و مشابهات. ( اساس الاقتباس ). و رجوع به مشابهة و مشابهت شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر و اسم ) جمع مشابهت ( مشابهه ) مانندگیها: ودلیل را قسمت کنند بعلامات و مشابهات.

جمله سازی با مشابهات

💡 زبان کردی لهجه‌های متعدد دارد مانند: مکری، سلیمانیه‌ای، اردلانی، کرمانشاهی، بایزیدی، عبدویی، ملکشاهی و…. زبان کردی با دسته شمالی لهجه‌های ایرانی غربی بعض مشابهات دارد، و از زبان‌های مهم دسته غربی بشمار می‌رود و صاحب اشعار و تصانیف، قصص و سنن ادبی است.

💡 همچنین در تولید اسب تراکینر که در خون آن از یک نژاد شرقی هم نام برده شده، از اسب کُرد استفاده شده‌است. به همین دلیل میان این دو نژاد اسب مشابهات اندام‌شناسی بسیاری وجود دارد.

💡 برخی محققان بر آن بوده‌اند که با تحلیل مشابهات بین اوپانیشادهای هندو و متون بودایی، تاریخ تألیف اوپانیشادها را تعیین کنند.

💡 با توجه وجود برخی مشابهات در سبک نوشتاری دیکویل و یک سخنور و دستورنویس ناشناس هیبرنو-لاتین با نام مستعار هیبرنیکوس اکسول، گفته می‌شود این فرد ناشناس همان دیکویل است.

کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز