لغت نامه دهخدا
مستقرم. [ م ُ ت َ رِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استقرام. شتر جوان که «قرم » شده باشد. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به استقرام و قرم شود.
مستقرم. [ م ُ ت َ رِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استقرام. شتر جوان که «قرم » شده باشد. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به استقرام و قرم شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عجبتر آنکه ز بهر دو روزه مستقرم به طوع و رغبت خود سال و ماه در سفرم