لغت نامه دهخدا
مستحکمی. [ م ُ ت َ ک ِ ] ( حامص ) مستحکم بودن. استواری. رجوع به مستحکم شود.
مستحکمی. [ م ُ ت َ ک ِ ] ( حامص ) مستحکم بودن. استواری. رجوع به مستحکم شود.
استواری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مدتها پیش از رسیدن به طرح کتاب برادران کارامازوف (یعنی در سالهای ۱۸۶۸ و ۱۸۶۹)، داستایفسکی طرح کتابی به نام «الحاد» را در ذهن داشت. قهرمان روس کاتولیک این کتاب قرار بود ناگهان ایمانش را از دست بدهد و بین الحاد، آیین کاتولیک، باورهای نسل جوان و غیره، به دنبال باور مستحکمی بگردد و در نهایت به میهنپرستی و عشق به روسیه بگراید. این رمان هیچوقت نوشته نشد، اما ایدههای آن به موضوع محوری رمان برادران کارامازوف بدل شد.
💡 از این فنآوری، میتوان در طراحی سازه و مقاومسازی در برابر زمینلرزه، بهره جست. برخی از مهمترین بناهای تاریخی ایالات متحده، همچون تالار شهر پاسادنا، تالار شهر سان فرانسیسکو، تالار شهر سالت لیک و تالار شهر لوس آنجلس با استفاده از همین سامانه، در برابر زلزله مقاومسازی شدهاند. برای این کار، نیاز به ایجاد میانپردهها و خندقهای مستحکمی وجود داشت، تا در برابر واژگونشدن و اثر پی-دلتا ایستادگی کند.