لغت نامه دهخدا
مزینی. [ م ُ زَ نی ی ] ( ص نسبی ) منسوب به مزینة. مزنی. ( الانساب سمعانی ). رجوع به مزینة و مزنی شود.
مزینی. [ م ُ زَ نی ی ] ( ص نسبی ) منسوب به مزینة. مزنی. ( الانساب سمعانی ). رجوع به مزینة و مزنی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هرجا مزینی است به حکم صلاح شرع در ریش محتسب بچهاش را نهاده است
💡 محسن سازگارا، محمد شاهیدهپور و منوچهر مزینی از جمله دانش آموختگان این دانشگاه هستند.
💡 زیب از قلم مزینی دارد این نامه نغز و دلکش دلجو
💡 این جایزه به افتخار منوچهر مزینی مترجم، معمار و شهرساز فقید، به این نام شناخته میشود. نخستین دوره از این جایزه در سال ۱۳۸۹ برگزار شد که در آن آثار مربوط به سالهای ۱۳۸۷ تا ۱۳۸۹ امکان شرکت داشتند. پنجمین دوره از این جایزه در اردیبهشت ۱۳۹۸ برگزار شد.