مرندی

لغت نامه دهخدا

مرندی. [ م َ رَ ] ( ص نسبی ) منسوب به مرند از بلاد آذربایجان. ( از الانساب سمعانی ). || اهل مرند. || از مرند. ساخت مرند:
سر بدخواه جاهت پی سپر باد
چوفغفوری و خاقانی مرندی.سوزنی.

فرهنگ فارسی

از بلاد آذربایجان

جمله سازی با مرندی

💡 مرندی برای نقش‌هایش در فیلم آمریکایی «دختری در شب تنها به خانه راه می‌رود» (۲۰۱۴) و «قندوز: حادثه‌ای برای حاجی غفور» (۲۰۱۱) شناخته شد. مرندی در برلین زندگی می‌کند.

💡 وی در تیر ماه سال ۱۳۶۴ از طرف دکتر فرهادی رئیس موقت دانشگاه به سمت رئیس دانشکده پزشکی مشغول به کار شد. باستان حق با حکم دکتر علیرضا مرندی در مرداد ۱۳۶۵ به سمت اولین رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران مسئولیت سازماندهی و تشکیل دانشگاه را تا مرداد ۱۳۷۶ عهده دار شد.

💡 ستارخان و باقر خان با کمک و همکاری انجمن و مجاهدین و دیگر اهالی تبریز توانست یازده ماه یعنی از ۲۰ جمادی‌الاول ۱۳۲۶ تا هشتم ربیع‌الثانی ۱۳۲۷ در مقابل بیش از سی هزار نیروی مهاجم به فرماندهی عین الدوله و صمد شجاع‌الدوله و شجاع نظام مرندی مقاومت کند. بسیاری از اعضای انجمن تبریز و مجاهدین مشروطه جان خود را در راه عدالتخواهی و آزادی عرضه کردند.

💡 حسن مرندی (۱۳۰۹–۱۳۸۳) روان‌پزشک و مترجم و ویراستار ایرانی بود. او از پیشکسوتان ویرایش زبان فارسی محسوب می‌شود.

سپرک یعنی چه؟
سپرک یعنی چه؟
فهو یعنی چه؟
فهو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز